[[{"content_id":171491,"content_number":0,"portal_id":208,"lang_id":"fa","content_title":"هفته معلم بر اساتید معظم ، همکاران گرامی و دانشجویان عزیز مبارک باد","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"جلوه های معلمی استاد مطهری (ره)\r\n\r\nهر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n1. ویژگی علمی؛\r\n\r\n2. ویژگی اخلاقی.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nویژگیهای &laquo;علمی&raquo; و &laquo;اخلاقی&raquo; هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداریِ توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tبه هوس راست نیاید به تمنا نشود\r\n\t\t\tکاندرین راه بسی خون جگر باید خورد\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\nبدین منظور، بر آن شدیم تا &laquo;روش تدریس شهید مطهری رحمه الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای &laquo;علمی&raquo; و &laquo;اخلاقیِ&raquo; آن استاد شهید در هنگام تدریسهایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه السلام و توجهات کوثر قرآن علیهاالسلام ، این نکته ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید.\r\n\r\nشایان توجه است که تمامی این نکته ها از کتاب &laquo;جلوه های معلمی استاد مطهری&raquo; برگرفته شده اند، اما گزینش، دسته بندی، عنوان گذاری و انتخاب اشعار متناسب با برخی از این نکته ها، از سوی نگارنده این نکته هاست که پیشاپیش، از نگارنده آن کتاب تشکر و قدردانی می کند و دست به دعا بر می دارد و به خدای خویش عرضه می دارد:\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tگر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن\r\n\t\t\tمصلحی تو ای تو سلطان سخُن\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\nالف. ویژگیهای علمی و روشی\r\n\r\nهنر تشریح مطالب\r\n\r\nیکی از استادان حوزه علمیه قم می گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه الله پس از اینکه روی آیه ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می دانستم چیزی هدر نمی رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می آمدم. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می شد.(1)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاحاطه علمی\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.(2)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپختگی علمی\r\n\r\nیکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: استاد کم حرف می زد ولی پخته حرف می زد.(3)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tکم گوی و گزیده گوی چون دُر\r\n\t\t\tتا ز اندک تو جهان شود پُر\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nو یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله ای طرح نمی شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی شد.(4)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجذب با مطلب\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یکی از مهم ترین تفاوتهایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با &laquo;مطلب&raquo; جذب می کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می گذرد.(5)\r\n\r\nدرس استاد به گونه ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می نشست، تمامی وجود استاد را می پذیرفت.(6)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپیش مطالعه\r\n\r\nایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنو بودن مطالب\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدرس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می کردند مطالعه می کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می کردند، مخصوصا به اندیشه های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می ساخت.(8)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tهر که ز آموختن ندارد ننگ\r\n\t\t\tدُر بر آرد زآب و لعل از سنگ\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tآنکه دانش نباشدش روزی\r\n\t\t\tننگ دارد زدانش آموزی\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n(نظامی)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجهت دار بودن\r\n\r\nدرس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می فهمید که این بحث به چه درد می خورد.(9)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتاریخچه بحث\r\n\r\nایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می کردند. با احاطه ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.(10)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتوضیح مقدمات\r\n\r\nاستاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می داد و مشخص می کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.(11)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nطرز فکر صحیح\r\n\r\nاز مهم ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.(12)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tتا نیک ندانی که سخن عین صواب است\r\n\t\t\tباید که به گفتن دهن از هم نگشایی\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدور نشدن از بحث\r\n\r\nمرحوم مطهری رحمه الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه های زندگی اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می آورد، آن را به گونه ای انتخاب می کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می کرد.(13)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتنظیم درس\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.(14)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tسخن را سراست ای خردمند و بُن\r\n\t\t\tمیاور سخُن در میان سخُن\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشناخت حد و مرز درس\r\n\r\nایشان در تدریس از موضوع خارج نمی شدند، از خط بحث بیرون نمی رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می شناختند. یک مطلب را می گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می کردند.(15)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمدیریت علمی\r\n\r\nایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.(16)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپاسخ به سؤالات\r\n\r\nاستاد اهل بحث بود. در کلاس درس از اشکال و سؤال شاگرد استقبال می کرد. هیچ وقت نمی شد که بخواهد با هیمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوی سؤال و اشکال را گرفته یا آن را متوقف کند، بلکه به عکس پا به پای شاگرد یا صاحب اشکال جلو می رفت. گاهی می شد که در یک جلسه درس حدود 31 یا بیشتر از وقت به رفع اشکال و گفتن پاسخ می گذشت.(17)\r\n\r\nاستاد در مواقعی که می دید سؤال کننده هدفش از اشکال به غیر از جنبه های علمی و به دست آوردن مطلب است، و یا خیلی پرت سخن می گوید، و یا در مواردی اشکال خیلی خارج از بحث است و اشکال کننده هم دست بردار نیست، در این موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتی همچون &laquo;حالا ببینیم&raquo; و سپس با لحن محکم تری چون &laquo;این مربوط نیست&raquo; و &laquo;نخیر آقا&raquo; و... بحث را به دست می گرفتند، ولی روحیه کلی ایشان استقبال از سؤال بود.(18)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nژرف نگری\r\n\r\nمرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته سنج و تحلیل گر بود.\r\n\r\nآنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می گذشتند و نکته ای در آن نمی یافتند، استاد با دقتی حیرت انگیز مورد کنکاش قرار می داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می ساخت.(19)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tسخندان پرورده، پیر کهن\r\n\t\t\tبیندیشد آنگه بگوید سخن\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tمزن بی تأمل به گفتار دم\r\n\t\t\tنکو گوی اگر دیر گویی چه غم\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tبیندیش و آنگه برآور نفس\r\n\t\t\tوز آن پیش بس کن که گویند بس\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tبه نطق آدمی بهتر است از دواب\r\n\t\t\tدواب از تو به، گر نگویی صواب\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتدریس دلنشین\r\n\r\nمرحوم مطهری علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر بیش از پیش سبب گرمی محضر ایشان می شد.(20)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمرور مطالب قبلی\r\n\r\nایشان مقیّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلی بحث را که قبلاً مطرح شده بود یادآوری کنند. این خود باعث می شد که ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشنی از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصویر گردد، و این سبب بهره دهی بیشتر و بهتر درس ایشان می شد.(21)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبیان مسائل کاربردی و نو\r\n\r\nآن شهید مقیّد بود به اینکه ارتباط مسائل و مباحثی را که تدریس می کرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح کاربرد مطلبی را که می آموزد به خوبی مشخص نماید. همین امر سبب شده بود تا درسهای او سر زندگی و جذابیت خاصی پیدا کند و از صورت درسهای خشک و بحثهای مجرد بیرون آید.(22)\r\n\r\nایشان همیشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتی از کلاس ایشان بیرون می آمد، برای خودش تعدادی از مسائل نو گیر می آورد که بتواند پیگیری کند.(23)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبیانهای گوناگون\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان سعی می کردند خیلی آسان و بی تکلّف بهترین طرح و توجیه را در مطالب ـ که بسیاری از آنها جنبه ابتکاری داشت ـ بیان دارند. از این رو گاه بیانی را که خود در یک موضوع عنوان کرده بودند نمی پسندیدند و از نو بیان دیگری را ارائه می دادند. از جمله به خاطر دارم که در درس عقاید (ایدئولوژی اسلامی) یک بار صریحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بیان کردم رها کنید، و مطلب را به گونه ای که اکنون می گویم به خاطر بسپارید.(24)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبیان ساده\r\n\r\nشهید مطهری این خصوصیت را داشت که مطالب سنگین و بالا را می توانست به حدی تنزل دهد که به اندازه فهم شنونده باشد.(25)\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: استاد مطهری در تفهیم مطالب استاد بودند، بسیار ورزیده بودند و می توانستند یک مطلب پیچیده را به صورت ساده بیان کنند. یکی از خصوصیات ایشان توانایی شان به ساده نویسی و ساده گویی بود.(26)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعشق و عقیده\r\n\r\nاز خصوصیات استاد در هنگام درس، عشق و علاقه ایشان بود به آنچه می اندیشید. ایشان از مطالب پیچیده فلسفی با همان شور و شوق و حرارتی صحبت می کردند که در مجالس و سخنرانیهای عمومی راجع به موضوعات و شخصیتهای والای مذهبی سخن می گفتند. این روحیه به علت این بود که استاد در زندگی اصولاً جز برای حقیقت کاری نمی کردند. درسی که می دادند از روی واقعیت و اعتقاد به آن موضوعات بود.(27)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعلاقه به تدریس\r\n\r\nعلاقه ایشان به تعلیم و تدریس بسیار زیاد بود. بعد از پیروزی انقلاب و با وجود مسئولیت در شورای انقلاب باز هم به قم می آمدند و مباحث علمی را ادامه می دادند.(28)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتدریس با تمام وجود\r\n\r\nاستاد بسیار با حرارت و جدی درس می دادند. ایشان در هنگام تدریس با تمام وجود خودشان صحبت می کردند و بسیار بلند درس می دادند، گویی که در نقل اقوال دیگران و جرح و تعدیل آنها حریف را مانند کشتی گیری در مقابل خودشان می بینند و با تمام نیرو دارند با او می جنگند و کشتی می گیرند. این بود که یک ساعت درس ایشان به اندازه چند ساعت درس معمولی نیرو می برد. نتیجه این جدّیت و صرف نیرو این بود که شاگرد به هیچ وجه مجلس درس ایشان را کسل کننده و یکنواخت نمی دید.(29)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tشور و شوق آمد سخن را تار وپود\r\n\t\t\tهر که شورَش بیش، او خوشتر سُرود\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tآتشی در دیگدان می بایدش\r\n\t\t\tتا ز روزن دود بیرون آیدش\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمحقق و نقاد بار آوردن\r\n\r\nشهید مطهری ذهن شاگرد را نقّاد بار می آورد؛ یعنی وقتی برای مطلبی استدلال می کرد، استدلال را در کوچه بن بست رها نمی کرد، به این معنی که یک دلیل و برهان عرضه کند و بعد هیچ، بلکه سلسله استدلال را تا مبانی فلسفی و دینی آن تعقیب می کرد. به شاگردش خط می داد، به طوری که شاگرد می فهمید هر جا می خواهد استدلال کند، باید در استدلالش این زنجیره را رعایت کند.(30)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tچون و چرا بیار که بر جاهل\r\n\t\t\tگیتی چو حلقه تنگ از اینجا شد\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاستفاده از قالبهای متنوع\r\n\r\nمعمولاً در کلاسهای عمومی تر، ایشان از امثله و حکایات و اشعار و داستانهای شیرین برای رفع خستگی احتمالی مستمعین بیشتر سود می جست.(31)\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: استاد در تفهیم مطلب از مثال زیاد استفاده می کردند و مثالهای بسیار مناسبی هم انتخاب می کردند.(32)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nب. ویژگیهای اخلاقی\r\n\r\nبا وضو بودن\r\n\r\nاستاد، خود همواره با وضو در کلاس حضور می یافت و حضورش آن چنان روحانیتی به مجلس می بخشید که مستمع با تمام وجود، معنویت و قداست آن را در می یافت و به نسبت آمادگی اش در جذبه های الهی آن مستغرق می گردید.(33)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nقرآنی بودن\r\n\r\nیکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: شهید مطهری قبل از هر چیز شاگرد قرآن کریم بود... روح او روح قرآن بود.(34)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمتعبد بودن\r\n\r\nایشان بسیار متعبد بود که نظر قرآن و روایات را اصل بداند... هیچ وقت حاضر نمی شد در نوشته، درس و یا سخنرانی خود، کوچک ترین تجاوزی از احکام شرعی؛ یعنی همان احکام که فلسفه آنها روشن نیست داشته باشد.(35)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tما را نبود نظر به خوبی و بدی\r\n\t\t\tمقصود رضای او و خشنودی اوست\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتقوا داشتن\r\n\r\nاز یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله سؤال کردند: فکر می کنید استاد بر اثر چه کارهایی به این حد از وارستگی و اخلاق رسیدند که نمونه شدند؟ شاگرد در پاسخ گفت: تقوا، تقوا و تحقیق براساس انجام وظیفه.(36)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاحترام به استاد\r\n\r\nایشان در ضمن درس به استادان خودشان بسیار احترام می گذاشتند. به نام علامه طباطبایی رحمه الله که می رسیدند، از ایشان با &laquo;روحی له الفداء&raquo;(37)&nbsp;یاد می کردند.(38)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفروتنی\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ما به منزل ایشان که می رفتیم مثل اینکه با ما رفیق بود. البته گاهی لطف می کردند و به منزل ما می آمدند، ولی اصلاً این مسائل مطرح نبود. یعنی ایشان خود بزرگ بینی نداشت و این اخلاق انسانی خیلی تأثیر داشت و از خصایص فوق العاده ایشان محسوب می شد.(39)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتوجه به شاگرد\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان گاهی لطف می کردند به تنهایی و گاهی همراه با خانواده شان به منزل ما تشریف می آوردند.(40)\r\n\r\nو یکی دیگر از شاگردان ایشان می گوید: ایشان برخوردشان بسیار متین و توأم با مهربانی بود. اصولاً استاد مطهری فردی بودند که از هر حیث مؤدب به ادب علمی بودند و برای فضای درس و بحث، همچنین شاگردانشان احترام خاصی قائل می شدند.(41)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tچشم بگشا و ببین جمله کلام الله را\r\n\t\t\tآیه آیه همگی معنی قرآن ادب است\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\nاستاد مطهری رحمه الله هرگز نسبت به شاگردش نظر تحقیرآمیز نداشت. یعنی حرف شاگرد را می شنید و به این وسیله به شاگردش اجازه عقده گشایی می داد.(42)\r\n\r\nیکی از دوستان استاد مطهری رحمه الله می گوید: برخورد ایشان با شاگردانشان مانند برخورد دو رفیق بود. خیلی با محبت بودند و با حرارت و شور برخورد می کردند.(43)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tدر خرمن کائنات کردیم نگاه\r\n\t\t\tیک دانه محبت است و باقی همه کاه\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nرابطه معنوی با شاگردان\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: سلوک ایشان به نحوی بود که در دل شاگردانشان نسبت به ایشان محبت ایجاد می شد. ما در همان وقت که در درس ایشان حاضر می شدیم، در درسهای استادان دیگر دانشگاه هم شرکت می کردیم و به خوبی محسوس بود رابطه ای که شاگردان استاد مطهری رحمه الله با ایشان دارند با رابطه ای که دانشجویان دانشگاه با استادان خود دارند، متفاوت است. چه این رابطه رسمی و اداری نبود، بلکه توأم با عشق و شوق بود.(44)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tدرس معلم ار بود زمزمه محبتی\r\n\t\t\tجمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشکوفاسازی استعداد شاگرد\r\n\r\nایشان اگر استعدادی از شاگردانشان می دیدند، خوشحال می شدند، به او کمک می کردند که استعداد وی پرورش پیدا بکند، مثل یک پرنده که بال زدن را یاد جوجه های خود می دهد. ایشان شاگردان خوش استعداد خودشان را تشویق و تشجیع می کردند و مثل برزگری که بذر افشانی می کند برای آینده، ایشان در ذهن شاگردان خودشان بذر افشانی می کردند و با صرف وقت برای آینده سرمایه گذاری می کردند.(45)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتشویق کردن\r\n\r\nاستاد، شاگرد خوش قریحه را مورد تشویق قرار می داد و به انحاء مختلف او را به کار اضافی و انجام تحقیقات و مطالعات بیشتر توصیه می کرد.(46)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nرابطه صمیمی با شاگرد\r\n\r\nمرحوم مطهری با شاگردانشان به اندازه ای مهربان بودند که حتی اجازه می دادند آنها مسائل خصوصی و شخصی شان را با ایشان مطرح کنند. در انتخاب راه و مسیر آینده با ایشان مشورت کنند، حتی ایشان به اندازه ای نزدیک می شدند که در مجالسی مانند عروسی شاگردانشان ـ در صورت دعوت ـ شرکت می کردند.(47)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nخوشرو بودن\r\n\r\nایشان بسیار خوشرو بودند، با شاگردان روابط پدرانه داشتند و در واقع وقتی ارتباط شاگردی با ایشان ادامه پیدا می کرد، به نوعی دوستی مبدّل می شد.(48)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tبه دست آوردن دنیا هنر نیست\r\n\t\t\tیکی را گر توانی دل به دست آر\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبی پیرایگی\r\n\r\nعشق و صفای ایشان، بی پیرایگی و بی تکلّفی ایشان، برای همه شاگردان ایشان درس بود.(49)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسادگی\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: به یاد دارم که در درس فلسفه (متن شفای بوعلی) که در آغاز در مدرسه مروی برگزار می گردید، گاه در یک حجره و گاه در حجره دیگر، هر جا که ممکن بود تدریس می کردند و یک بار که صاحبان این حجره ها غایب بودند و حجره ای برای تدریس باز نبود، ایشان به سادگی و بدون از دست دادن فرصت در ایوان کوچکی جلوی یکی از حجره های بسته به روی زمین نشستند و برای حاضرین درس را بیان داشتند و علاوه بر درس فلسفه، درس اخلاق نیز آموختند.(50)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمراد بودن\r\n\r\nاز نظر اخلاقی ایشان در حدی بود که حکم مراد را برای شاگردان خود داشت.(51)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nالگو بودن\r\n\r\nکلاسهای درس مرحوم مطهری صرفا محل تعلیم و آموزش نبود، بلکه همراه آن و در برخی موارد بیش از آن، مکانی بود برای تزکیه و پالایش... رابطه مرحوم مطهری با شاگردان کلاس خود رابطه ساده معلم و متعلم نبود. استاد مرشدی بود که به ارشاد جمع می نشست و مرادی که مریدان به گرد شمع وجودش حلقه می زدند و از پرتو او بهره ها می گرفتند.(52)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبخل نورزیدن\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: استاد یادداشتها و نوشته های خودشان را به شاگردان می دادند که در تحقیق از آنها استفاده بکنند. به یاد دارم که وقتی خدمتشان می گفتم که در مسائل مربوط به انسان علاقه به مطالعه دارم و طرحی را از این مبحث که در ذهن داشتم خدمتشان عرض کردم، ایشان مجموعه ای از رساله های خطی چاپ نشده علامه طباطبایی را که در اختیار داشتند، به بنده دادند تا استفاده کنم.(53)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمبارزه با انحرافات\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یک روز استاد فرمودند: من با اینها (گروه فرقان) مقابله می کنم، ممکن است مرا بکشند، اما من حرف خودم را می زنم؛ چون می دانم که اینها برای دین خطرناکند.(54)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاصلاح اشتباهات\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: مرحوم استاد مطهری از آنجایی که خداوند هوش فوق العاده ای به ایشان عطا کرده بود و از جنبه علمی بسیار قوی بودند، کمتر می شد در هنگام درس اشتباه کنند، اما اگر اتفاق می افتاد که در نکته ای اشتباه کنند و فی المثل یکی از شاگردان اشتباه را یادآور می شد می پذیرفتند. هیچ گاه سراغ ندارم که ایشان پافشاری در اشتباه خود کنند و مطلب را به زور تحمیل نمایند.\r\n\r\nاصولاً ایشان در مقابل حق خاضع بودند و آنچه را حق می یافتند می پذیرفتند.(55)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tبه نزد من آن کس نکوخواه توست\r\n\t\t\tکه گوید فلان خار در راه توست\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tهر آن کس که عیبش نگویند پیش\r\n\t\t\tهنر داند از جاهلی، عیب خویش\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآزادگی\r\n\r\nیکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: آنچه در تمام برخوردهای با شهید مطهری کاملاً محسوس بود، حریّت و آزادی شهید مطهری بود، او دارای دلی بود آزاد و دارای مغزی بود آزاد و قهرا دارای زبان و قلمی آزاد بود.(56)\r\n\r\nداماد استاد مطهری رحمه الله نیز می گوید: در اظهار نظرهای ایشان پیرامون عقاید انحرافی و یا لغزشهای ایدئولوژیکِ گروههای سیاسی حرّیت و آزادگی دیده می شود.(57)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتوجه نکردن به تعداد شاگردان\r\n\r\nایشان هرگاه درسی را لازم می یافتند آن را می پذیرفتند، به کم و کیف افراد و چند و چون جلسه درس مقیّد نبودند و هر جا که میسر می شد درس را برقرار می کردند و به تدریس و توضیح کامل مطلب می پرداختند، هرچند افراد شرکت کننده اندک بودند.(58)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nانصاف داشتن\r\n\r\nبارزترین خصیصه ایشان داشتن روحیه انصاف بود. این ویژگی سبب شده بود که اولاً استاد بر روی حرف مخالفین نظر خود ـ هرکه می خواهد باشد و در هر مقامی که باشد ـ کاملاً بیندیشد؛ یعنی هیچ گاه با روحیه استکباری و بزرگ منشانه با آراء و عقاید حتی مخالف ترین دشمنان خود نیز برخورد نمی کردند، همیشه هر سخن و گفته ای را تا حد امکان تجزیه و تحلیل می کردند و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جدا کرده، به حساب هر یک جداگانه رسیدگی می کردند.(59)\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یک روز بعد از اینکه ایشان مطلبی را بیان فرمودند من اشکال کردم، هر قدر ایشان بیان کردند و توضیح دادند برایم قابل قبول نبود. سرانجام قدری بی ادبی و گستاخی کردم و گفتم: انصاف بدهید! ایشان فرمودند: من انصافم از شما بیشتر است.(60)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمشورت با شاگرد\r\n\r\nاستاد با برخی از دوستان و شاگردان نزدیکش در باب آنچه فراهم آورده بود، مشورت می کردو نظریاتشان را جویا می شد.(61)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tمیاسای زآموختن یک زمان\r\n\t\t\tزدانش میفکن دل اندر گمان\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nرازداری\r\n\r\nمرحوم مطهری بسیار رازدار و اهل سرّ بود. هیچ رازگشایی نمی کرد.(62)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nراستگویی\r\n\r\nاستاد شهید مطهری رحمه الله در نامه ای به دخترشان می نویسند: تو خودت می دانی که دروغ هرگز به زبان و قلم من جاری نمی شود.(63)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nعصبانی نشدن\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: در مدت دوازده سالی که خدمتشان شاگردی می کردم، یک دفعه هم ندیدم که در درس با عصبانیت جواب کسی را بدهند.(64)\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tدرشتی نگیرد خردمند پیش\r\n\t\t\tنه سستی که نازل کند قدر خویش\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n","content_html":"<p style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-size:20px;\"><span style=\"font-family:btitrtgebold;\">جلوه های معلمی استاد مطهری (ره)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">هر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">1. ویژگی علمی؛<\/span><\/span><\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">2. ویژگی اخلاقی.<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ویژگیهای «علمی» و «اخلاقی» هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداریِ توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">به هوس راست نیاید به تمنا نشود<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">کاندرین راه بسی خون جگر باید خورد<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">بدین منظور، بر آن شدیم تا «روش تدریس شهید مطهری رحمه الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای «علمی» و «اخلاقیِ» آن استاد شهید در هنگام تدریسهایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه السلام و توجهات کوثر قرآن علیهاالسلام ، این نکته ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">شایان توجه است که تمامی این نکته ها از کتاب «جلوه های معلمی استاد مطهری» برگرفته شده اند، اما گزینش، دسته بندی، عنوان گذاری و انتخاب اشعار متناسب با برخی از این نکته ها، از سوی نگارنده این نکته هاست که پیشاپیش، از نگارنده آن کتاب تشکر و قدردانی می کند و دست به دعا بر می دارد و به خدای خویش عرضه می دارد:<\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">گر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مصلحی تو ای تو سلطان سخُن<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">الف. ویژگیهای علمی و روشی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">هنر تشریح مطالب<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از استادان حوزه علمیه قم می گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه الله پس از اینکه روی آیه ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می دانستم چیزی هدر نمی رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می آمدم. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می شد.<sup>(1)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">احاطه علمی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.<sup>(2)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">پختگی علمی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: استاد کم حرف می زد ولی پخته حرف می زد.<sup>(3)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">کم گوی و گزیده گوی چون دُر<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">تا ز اندک تو جهان شود پُر<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">و یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله ای طرح نمی شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی شد.<sup>(4)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">جذب با مطلب<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یکی از مهم ترین تفاوتهایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با «مطلب» جذب می کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می گذرد.<sup>(5)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">درس استاد به گونه ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می نشست، تمامی وجود استاد را می پذیرفت.<sup>(6)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">پیش مطالعه<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.<sup>(7)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">نو بودن مطالب<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">درس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می کردند مطالعه می کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می کردند، مخصوصا به اندیشه های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می ساخت.<sup>(8)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">هر که ز آموختن ندارد ننگ<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">آنکه دانش نباشدش روزی<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ننگ دارد زدانش آموزی<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">(نظامی)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">جهت دار بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">درس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می فهمید که این بحث به چه درد می خورد.<sup>(9)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">تاریخچه بحث<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می کردند. با احاطه ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.<sup>(10)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">توضیح مقدمات<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می داد و مشخص می کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.<sup>(11)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">طرز فکر صحیح<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">از مهم ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.<sup>(12)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">تا نیک ندانی که سخن عین صواب است<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">باید که به گفتن دهن از هم نگشایی<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">دور نشدن از بحث<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مرحوم مطهری رحمه الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه های زندگی اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می آورد، آن را به گونه ای انتخاب می کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می کرد.<sup>(13)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">تنظیم درس<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.<sup>(14)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">سخن را سراست ای خردمند و بُن<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">میاور سخُن در میان سخُن<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">شناخت حد و مرز درس<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان در تدریس از موضوع خارج نمی شدند، از خط بحث بیرون نمی رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می شناختند. یک مطلب را می گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می کردند.<sup>(15)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">مدیریت علمی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.<sup>(16)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">پاسخ به سؤالات<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد اهل بحث بود. در کلاس درس از اشکال و سؤال شاگرد استقبال می کرد. هیچ وقت نمی شد که بخواهد با هیمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوی سؤال و اشکال را گرفته یا آن را متوقف کند، بلکه به عکس پا به پای شاگرد یا صاحب اشکال جلو می رفت. گاهی می شد که در یک جلسه درس حدود 31 یا بیشتر از وقت به رفع اشکال و گفتن پاسخ می گذشت.<sup>(17)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد در مواقعی که می دید سؤال کننده هدفش از اشکال به غیر از جنبه های علمی و به دست آوردن مطلب است، و یا خیلی پرت سخن می گوید، و یا در مواردی اشکال خیلی خارج از بحث است و اشکال کننده هم دست بردار نیست، در این موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتی همچون «حالا ببینیم» و سپس با لحن محکم تری چون «این مربوط نیست» و «نخیر آقا» و... بحث را به دست می گرفتند، ولی روحیه کلی ایشان استقبال از سؤال بود.<sup>(18)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">ژرف نگری<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته سنج و تحلیل گر بود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">آنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می گذشتند و نکته ای در آن نمی یافتند، استاد با دقتی حیرت انگیز مورد کنکاش قرار می داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می ساخت.<sup>(19)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">سخندان پرورده، پیر کهن<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">بیندیشد آنگه بگوید سخن<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مزن بی تأمل به گفتار دم<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">نکو گوی اگر دیر گویی چه غم<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">بیندیش و آنگه برآور نفس<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">وز آن پیش بس کن که گویند بس<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">به نطق آدمی بهتر است از دواب<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">دواب از تو به، گر نگویی صواب<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">تدریس دلنشین<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مرحوم مطهری علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر بیش از پیش سبب گرمی محضر ایشان می شد.<sup>(20)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">مرور مطالب قبلی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان مقیّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلی بحث را که قبلاً مطرح شده بود یادآوری کنند. این خود باعث می شد که ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشنی از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصویر گردد، و این سبب بهره دهی بیشتر و بهتر درس ایشان می شد.<sup>(21)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">بیان مسائل کاربردی و نو<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">آن شهید مقیّد بود به اینکه ارتباط مسائل و مباحثی را که تدریس می کرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح کاربرد مطلبی را که می آموزد به خوبی مشخص نماید. همین امر سبب شده بود تا درسهای او سر زندگی و جذابیت خاصی پیدا کند و از صورت درسهای خشک و بحثهای مجرد بیرون آید.<sup>(22)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان همیشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتی از کلاس ایشان بیرون می آمد، برای خودش تعدادی از مسائل نو گیر می آورد که بتواند پیگیری کند.<sup>(23)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">بیانهای گوناگون<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان سعی می کردند خیلی آسان و بی تکلّف بهترین طرح و توجیه را در مطالب ـ که بسیاری از آنها جنبه ابتکاری داشت ـ بیان دارند. از این رو گاه بیانی را که خود در یک موضوع عنوان کرده بودند نمی پسندیدند و از نو بیان دیگری را ارائه می دادند. از جمله به خاطر دارم که در درس عقاید (ایدئولوژی اسلامی) یک بار صریحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بیان کردم رها کنید، و مطلب را به گونه ای که اکنون می گویم به خاطر بسپارید.<sup>(24)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">بیان ساده<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">شهید مطهری این خصوصیت را داشت که مطالب سنگین و بالا را می توانست به حدی تنزل دهد که به اندازه فهم شنونده باشد.<sup>(25)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: استاد مطهری در تفهیم مطالب استاد بودند، بسیار ورزیده بودند و می توانستند یک مطلب پیچیده را به صورت ساده بیان کنند. یکی از خصوصیات ایشان توانایی شان به ساده نویسی و ساده گویی بود.<sup>(26)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">عشق و عقیده<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">از خصوصیات استاد در هنگام درس، عشق و علاقه ایشان بود به آنچه می اندیشید. ایشان از مطالب پیچیده فلسفی با همان شور و شوق و حرارتی صحبت می کردند که در مجالس و سخنرانیهای عمومی راجع به موضوعات و شخصیتهای والای مذهبی سخن می گفتند. این روحیه به علت این بود که استاد در زندگی اصولاً جز برای حقیقت کاری نمی کردند. درسی که می دادند از روی واقعیت و اعتقاد به آن موضوعات بود.<sup>(27)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">علاقه به تدریس<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">علاقه ایشان به تعلیم و تدریس بسیار زیاد بود. بعد از پیروزی انقلاب و با وجود مسئولیت در شورای انقلاب باز هم به قم می آمدند و مباحث علمی را ادامه می دادند.<sup>(28)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">تدریس با تمام وجود<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد بسیار با حرارت و جدی درس می دادند. ایشان در هنگام تدریس با تمام وجود خودشان صحبت می کردند و بسیار بلند درس می دادند، گویی که در نقل اقوال دیگران و جرح و تعدیل آنها حریف را مانند کشتی گیری در مقابل خودشان می بینند و با تمام نیرو دارند با او می جنگند و کشتی می گیرند. این بود که یک ساعت درس ایشان به اندازه چند ساعت درس معمولی نیرو می برد. نتیجه این جدّیت و صرف نیرو این بود که شاگرد به هیچ وجه مجلس درس ایشان را کسل کننده و یکنواخت نمی دید.<sup>(29)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">شور و شوق آمد سخن را تار وپود<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">هر که شورَش بیش، او خوشتر سُرود<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">آتشی در دیگدان می بایدش<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">تا ز روزن دود بیرون آیدش<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">محقق و نقاد بار آوردن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">شهید مطهری ذهن شاگرد را نقّاد بار می آورد؛ یعنی وقتی برای مطلبی استدلال می کرد، استدلال را در کوچه بن بست رها نمی کرد، به این معنی که یک دلیل و برهان عرضه کند و بعد هیچ، بلکه سلسله استدلال را تا مبانی فلسفی و دینی آن تعقیب می کرد. به شاگردش خط می داد، به طوری که شاگرد می فهمید هر جا می خواهد استدلال کند، باید در استدلالش این زنجیره را رعایت کند.<sup>(30)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">چون و چرا بیار که بر جاهل<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">گیتی چو حلقه تنگ از اینجا شد<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">استفاده از قالبهای متنوع<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">معمولاً در کلاسهای عمومی تر، ایشان از امثله و حکایات و اشعار و داستانهای شیرین برای رفع خستگی احتمالی مستمعین بیشتر سود می جست.<sup>(31)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: استاد در تفهیم مطلب از مثال زیاد استفاده می کردند و مثالهای بسیار مناسبی هم انتخاب می کردند.<sup>(32)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">ب. ویژگیهای اخلاقی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">با وضو بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد، خود همواره با وضو در کلاس حضور می یافت و حضورش آن چنان روحانیتی به مجلس می بخشید که مستمع با تمام وجود، معنویت و قداست آن را در می یافت و به نسبت آمادگی اش در جذبه های الهی آن مستغرق می گردید.<sup>(33)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">قرآنی بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: شهید مطهری قبل از هر چیز شاگرد قرآن کریم بود... روح او روح قرآن بود.<sup>(34)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">متعبد بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان بسیار متعبد بود که نظر قرآن و روایات را اصل بداند... هیچ وقت حاضر نمی شد در نوشته، درس و یا سخنرانی خود، کوچک ترین تجاوزی از احکام شرعی؛ یعنی همان احکام که فلسفه آنها روشن نیست داشته باشد.<sup>(35)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ما را نبود نظر به خوبی و بدی<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مقصود رضای او و خشنودی اوست<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">تقوا داشتن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">از یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله سؤال کردند: فکر می کنید استاد بر اثر چه کارهایی به این حد از وارستگی و اخلاق رسیدند که نمونه شدند؟ شاگرد در پاسخ گفت: تقوا، تقوا و تحقیق براساس انجام وظیفه.<sup>(36)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">احترام به استاد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان در ضمن درس به استادان خودشان بسیار احترام می گذاشتند. به نام علامه طباطبایی رحمه الله که می رسیدند، از ایشان با «روحی له الفداء»<sup>(37)<\/sup> یاد می کردند.<sup>(38)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">فروتنی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ما به منزل ایشان که می رفتیم مثل اینکه با ما رفیق بود. البته گاهی لطف می کردند و به منزل ما می آمدند، ولی اصلاً این مسائل مطرح نبود. یعنی ایشان خود بزرگ بینی نداشت و این اخلاق انسانی خیلی تأثیر داشت و از خصایص فوق العاده ایشان محسوب می شد.<sup>(39)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">توجه به شاگرد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان گاهی لطف می کردند به تنهایی و گاهی همراه با خانواده شان به منزل ما تشریف می آوردند.<sup>(40)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">و یکی دیگر از شاگردان ایشان می گوید: ایشان برخوردشان بسیار متین و توأم با مهربانی بود. اصولاً استاد مطهری فردی بودند که از هر حیث مؤدب به ادب علمی بودند و برای فضای درس و بحث، همچنین شاگردانشان احترام خاصی قائل می شدند.<sup>(41)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">چشم بگشا و ببین جمله کلام الله را<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">آیه آیه همگی معنی قرآن ادب است<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد مطهری رحمه الله هرگز نسبت به شاگردش نظر تحقیرآمیز نداشت. یعنی حرف شاگرد را می شنید و به این وسیله به شاگردش اجازه عقده گشایی می داد.<sup>(42)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از دوستان استاد مطهری رحمه الله می گوید: برخورد ایشان با شاگردانشان مانند برخورد دو رفیق بود. خیلی با محبت بودند و با حرارت و شور برخورد می کردند.<sup>(43)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">در خرمن کائنات کردیم نگاه<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یک دانه محبت است و باقی همه کاه<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">رابطه معنوی با شاگردان<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: سلوک ایشان به نحوی بود که در دل شاگردانشان نسبت به ایشان محبت ایجاد می شد. ما در همان وقت که در درس ایشان حاضر می شدیم، در درسهای استادان دیگر دانشگاه هم شرکت می کردیم و به خوبی محسوس بود رابطه ای که شاگردان استاد مطهری رحمه الله با ایشان دارند با رابطه ای که دانشجویان دانشگاه با استادان خود دارند، متفاوت است. چه این رابطه رسمی و اداری نبود، بلکه توأم با عشق و شوق بود.<sup>(44)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">درس معلم ار بود زمزمه محبتی<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">شکوفاسازی استعداد شاگرد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان اگر استعدادی از شاگردانشان می دیدند، خوشحال می شدند، به او کمک می کردند که استعداد وی پرورش پیدا بکند، مثل یک پرنده که بال زدن را یاد جوجه های خود می دهد. ایشان شاگردان خوش استعداد خودشان را تشویق و تشجیع می کردند و مثل برزگری که بذر افشانی می کند برای آینده، ایشان در ذهن شاگردان خودشان بذر افشانی می کردند و با صرف وقت برای آینده سرمایه گذاری می کردند.<sup>(45)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">تشویق کردن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد، شاگرد خوش قریحه را مورد تشویق قرار می داد و به انحاء مختلف او را به کار اضافی و انجام تحقیقات و مطالعات بیشتر توصیه می کرد.<sup>(46)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">رابطه صمیمی با شاگرد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مرحوم مطهری با شاگردانشان به اندازه ای مهربان بودند که حتی اجازه می دادند آنها مسائل خصوصی و شخصی شان را با ایشان مطرح کنند. در انتخاب راه و مسیر آینده با ایشان مشورت کنند، حتی ایشان به اندازه ای نزدیک می شدند که در مجالسی مانند عروسی شاگردانشان ـ در صورت دعوت ـ شرکت می کردند.<sup>(47)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">خوشرو بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان بسیار خوشرو بودند، با شاگردان روابط پدرانه داشتند و در واقع وقتی ارتباط شاگردی با ایشان ادامه پیدا می کرد، به نوعی دوستی مبدّل می شد.<sup>(48)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">به دست آوردن دنیا هنر نیست<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی را گر توانی دل به دست آر<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">بی پیرایگی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">عشق و صفای ایشان، بی پیرایگی و بی تکلّفی ایشان، برای همه شاگردان ایشان درس بود.<sup>(49)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">سادگی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: به یاد دارم که در درس فلسفه (متن شفای بوعلی) که در آغاز در مدرسه مروی برگزار می گردید، گاه در یک حجره و گاه در حجره دیگر، هر جا که ممکن بود تدریس می کردند و یک بار که صاحبان این حجره ها غایب بودند و حجره ای برای تدریس باز نبود، ایشان به سادگی و بدون از دست دادن فرصت در ایوان کوچکی جلوی یکی از حجره های بسته به روی زمین نشستند و برای حاضرین درس را بیان داشتند و علاوه بر درس فلسفه، درس اخلاق نیز آموختند.<sup>(50)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">مراد بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">از نظر اخلاقی ایشان در حدی بود که حکم مراد را برای شاگردان خود داشت.<sup>(51)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">الگو بودن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">کلاسهای درس مرحوم مطهری صرفا محل تعلیم و آموزش نبود، بلکه همراه آن و در برخی موارد بیش از آن، مکانی بود برای تزکیه و پالایش... رابطه مرحوم مطهری با شاگردان کلاس خود رابطه ساده معلم و متعلم نبود. استاد مرشدی بود که به ارشاد جمع می نشست و مرادی که مریدان به گرد شمع وجودش حلقه می زدند و از پرتو او بهره ها می گرفتند.<sup>(52)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">بخل نورزیدن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: استاد یادداشتها و نوشته های خودشان را به شاگردان می دادند که در تحقیق از آنها استفاده بکنند. به یاد دارم که وقتی خدمتشان می گفتم که در مسائل مربوط به انسان علاقه به مطالعه دارم و طرحی را از این مبحث که در ذهن داشتم خدمتشان عرض کردم، ایشان مجموعه ای از رساله های خطی چاپ نشده علامه طباطبایی را که در اختیار داشتند، به بنده دادند تا استفاده کنم.<sup>(53)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">مبارزه با انحرافات<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یک روز استاد فرمودند: من با اینها (گروه فرقان) مقابله می کنم، ممکن است مرا بکشند، اما من حرف خودم را می زنم؛ چون می دانم که اینها برای دین خطرناکند.<sup>(54)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">اصلاح اشتباهات<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: مرحوم استاد مطهری از آنجایی که خداوند هوش فوق العاده ای به ایشان عطا کرده بود و از جنبه علمی بسیار قوی بودند، کمتر می شد در هنگام درس اشتباه کنند، اما اگر اتفاق می افتاد که در نکته ای اشتباه کنند و فی المثل یکی از شاگردان اشتباه را یادآور می شد می پذیرفتند. هیچ گاه سراغ ندارم که ایشان پافشاری در اشتباه خود کنند و مطلب را به زور تحمیل نمایند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">اصولاً ایشان در مقابل حق خاضع بودند و آنچه را حق می یافتند می پذیرفتند.<sup>(55)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">به نزد من آن کس نکوخواه توست<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">که گوید فلان خار در راه توست<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">هر آن کس که عیبش نگویند پیش<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">هنر داند از جاهلی، عیب خویش<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">آزادگی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: آنچه در تمام برخوردهای با شهید مطهری کاملاً محسوس بود، حریّت و آزادی شهید مطهری بود، او دارای دلی بود آزاد و دارای مغزی بود آزاد و قهرا دارای زبان و قلمی آزاد بود.<sup>(56)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">داماد استاد مطهری رحمه الله نیز می گوید: در اظهار نظرهای ایشان پیرامون عقاید انحرافی و یا لغزشهای ایدئولوژیکِ گروههای سیاسی حرّیت و آزادگی دیده می شود.<sup>(57)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">توجه نکردن به تعداد شاگردان<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">ایشان هرگاه درسی را لازم می یافتند آن را می پذیرفتند، به کم و کیف افراد و چند و چون جلسه درس مقیّد نبودند و هر جا که میسر می شد درس را برقرار می کردند و به تدریس و توضیح کامل مطلب می پرداختند، هرچند افراد شرکت کننده اندک بودند.<sup>(58)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">انصاف داشتن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">بارزترین خصیصه ایشان داشتن روحیه انصاف بود. این ویژگی سبب شده بود که اولاً استاد بر روی حرف مخالفین نظر خود ـ هرکه می خواهد باشد و در هر مقامی که باشد ـ کاملاً بیندیشد؛ یعنی هیچ گاه با روحیه استکباری و بزرگ منشانه با آراء و عقاید حتی مخالف ترین دشمنان خود نیز برخورد نمی کردند، همیشه هر سخن و گفته ای را تا حد امکان تجزیه و تحلیل می کردند و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جدا کرده، به حساب هر یک جداگانه رسیدگی می کردند.<sup>(59)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یک روز بعد از اینکه ایشان مطلبی را بیان فرمودند من اشکال کردم، هر قدر ایشان بیان کردند و توضیح دادند برایم قابل قبول نبود. سرانجام قدری بی ادبی و گستاخی کردم و گفتم: انصاف بدهید! ایشان فرمودند: من انصافم از شما بیشتر است.<sup>(60)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">مشورت با شاگرد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد با برخی از دوستان و شاگردان نزدیکش در باب آنچه فراهم آورده بود، مشورت می کردو نظریاتشان را جویا می شد.<sup>(61)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">میاسای زآموختن یک زمان<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">زدانش میفکن دل اندر گمان<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">رازداری<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">مرحوم مطهری بسیار رازدار و اهل سرّ بود. هیچ رازگشایی نمی کرد.<sup>(62)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">راستگویی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">استاد شهید مطهری رحمه الله در نامه ای به دخترشان می نویسند: تو خودت می دانی که دروغ هرگز به زبان و قلم من جاری نمی شود.<sup>(63)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h3><span style=\"font-family:bbadr;\"><span style=\"font-size:16px;\">عصبانی نشدن<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: در مدت دوازده سالی که خدمتشان شاگردی می کردم، یک دفعه هم ندیدم که در درس با عصبانیت جواب کسی را بدهند.<sup>(64)<\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<table align=\"center\" cellspacing=\"1\" width=\"95%\"><tbody><tr align=\"center\"><td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">درشتی نگیرد خردمند پیش<\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:bnazanin;\">نه سستی که نازل کند قدر خویش<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2020-05-01 11:51:35","content_date_event":"2020-05-01 11:51:35","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2020-05-01 15:00:42","content_date_register":"2020-05-01 12:08:52","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":79224,"eid":79224,"attach_title":"هفته معلم بر تمام معلمان و همکاران عزیز مبارک باد 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566_150_50.webp","300":".\/cache\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566_300_99.webp","400":".\/cache\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566_400_132.webp","600":".\/cache\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566_600_199.webp","900":".\/cache\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566_900_298.webp","1200":".\/cache\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566_1200_397.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1361668566,"files":{"original":{"url":".\/file\/208\/attach\/202005\/515175_1361668566.jpg","width":1423,"height":471,"size":0}}}]}]]